ابراهيم عاملي ( موثق )

438

تفسير عاملي ( فارسي )

خواسته هاى زشت آدمى ، وارد صفات الهى و حقايق خداوند ميشوند كه آسايش و نسيم خنك آن زوال ندارد . تفسير صفيعليشاه : جلدها را گفته‌اند ارباب لبّ هست بر جسم و طبيعتها حجب هر يكى زان پرده ها گردد چو باز منفصل ماند ز افعال مجاز بازبيند پرده ى ديگر بجاست و آن حجابات آرزوها و هوا است هست در تو خلق بد پنهان هزار هر يكى را هم شئون بيشمار مينمايد هر زمانى زان شئون صورت ديگر چو آيد در نمون زان يك از اخلاق زشتت دان حسد هر دم او را صورتى از نو رسد يعنى آيد نوع ديگر در نمود و آن حجابى سخت گردد در حدود همچنين اوصاف زشت ديگرت پرده ها باشند هر يك در برت اينست مر كلَّما نضجت جلود كه بدل سازد خدايش در حدود سخن ما : 1 - چنان كه مكرر گفته‌ايم آن مردم از اين جمله ها معنى ظاهر الفاظ را مطابق فكر و فهم خود استفاده كرده‌اند و نتيجه ى كار خود را براى عالم ديگر تشخيص داده‌اند ، چنان كه گفته ى قرآن و فهميده ى مردم وسيله ى پيشرفت و توسعه و دوام آن بوده است تا امروز ، و اكنون كه ما اينها را ميخوانيم و لذت ميبريم براى آن است كه ممكن است مطالب دقيقتر و عاليتر بخاطرمان برسد ، براى نمونه ممكن است آنهائيكه عقيده بتناسخ دارند ، مثل آن شخص كه گفته است : شيخ بهائى اكنون در همدان سيگار ميفروشد ، از اين جمله « كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ ) * تا آخر » متوجه سرنوشت خود در عالم ديگر بشوند كه روح آنها بقالبهاى متعدد وارد شود و عوض شود ، و از مجازات انديشه ى بد و كار زشت خود رهائى ندارند و هرگز اين تغيير قالبها وسيله ى نجات و رسيدن بكمالات انسانى نيست زيرا هر چه پوست بدن كه قالب و ظرف ظاهرى است بسوزد و عوض شود باز بجاى ميآيد تا براى هميشه عذاب بچشد .